تبليغاتX
دل نوشته های یه عاشق
به نام رب مهدی لب گشایم

سرود غیبتش را می سرایم

سخن از غربت مهدی زهراست

سخن از بی وفایی من و ماست

غم مهدی غمی جانكاه باشد

از آن كمتر كسی آگاه باشد

كجا یوسف چنین زندان كشیده؟

كجا یعقوب این هجران كشیده ؟

هزار و یكصد و هفتاد سال است

كه می داند،كه مولا در چه حال است ؟

فدای غربتش یاور ندارد

به این غربت كسی باور ندارد

به غیبت سوز و اشك و آه دارد

چو جد خویش سر در چاه دارد

تو گویی خار در چشمش نشسته

دلش از غفلت شیعه شكسته

قسم بر صورت زهرا كه نیلی است

به رخساری كه آزرده ز سیلی است

در این غم اشك آل الله جار ی است

حدیث قرن ها چشم انتظاری است

به مهدی عرصه عالم چو تنگ است

چنین غفلت برای شیعه ننگ است

همه كردیم مهدی را فراموش

رسد هل من معین همواره بر گوش

به سینه سوز هجرانش نداریم

خبر از اشك چشمانش نداریم

ولی اندوه او بر ما گران است

دعا گوی تمام شیعیان است

بیا هجرت كنیم اینك به سویش

رویم العفو گویان رو به سویش

ز رنج غربتش یادی نمائیم

امام خویش را یاری نمائیم

بیا زهرای اطهر شاد سازیم

ز زندان یوسفش آزاد سازیم

خدایا پرچمش را باز گردان

به زهرا یوسفش را باز گردان

خداوندا ظهورش دیر گردید

بسا عاشق در این ره پیر گردید

خدایا دشمنانش خوار فرما

ذلیل و جمله بی مقدار فرما

بیا غیر از تو ما منجی نداریم

اگر آیی دگر رنجی نداریم

بیا ما را سعادتمند گردان

رها از هر چه قید و بند گردان

همه عالم فدای تار مویت

نگاه عالمی باشد به سویت

امید فاطمه برگرد برگرد

به هستی قائمه برگرد برگرد

 

آقای من !

مولای غریب من !

ای مسافر بیابان تنهایی من !

مضطر فاطمه !

اسیر آل محمد، پدر مهربان اهل عالم !

من از تصویر این غربت و غم  ناتوانم .

از كجا آغاز كنم ؟ از خود بگویم یا از دیگران ؟ از خود آغاز می كنم كه اگر هر كس از خود شروع كند، امر فرج اصلاح خواهد شد !

می خواهم به سوی تو برگردم، یقین دارم بر گذشته های پر از غفلتم كریمانه چشم می پوشی، می دانم توبه ام را قبول می كنی و با آغوش باز مرا می پذیری، می دانم در همان لحظه ها، روز ها و سالهای غفلت هم، برایم دعا می كردی. من از تو گریزان بودم اما تو چون پدری مهربان دورادور مرا زیر نظر داشتی ......  .

البته كه، ما مولای متقیان حضرت امیرالمؤمنین(ع) را به حق اول مظلوم عالم می دانیم .

هر ساله در ایام فاطمیه به یاد مصائب و مظلومیت حضرت فاطمه (س) اشك ماتم می ریزیم .

به هر مناسبت و در هر مصیبتی بر مظلومیت سیدالشهداء(ع) و اهل بیت مكرمش می گرییم .

شنیدن نام قبرستان بقیع ما را از خود بی خود می كند و اندوه را بر دلهایمان می نشاند !!

بر غربت امام موسی بن جعفر(ع) در سیاهچالهای بغداد اشك غم از دیدگان جاری می سازیم .

با تمام وجود آماده زیارت امام رضا(ع) می شویم و ایشان را غریب الغربا می نامیم !

امام دهم و یازدهم را عسكریین لقب داده ایم و مظلومیتی بالاتر از این برای آنها قابل تصور نمی دانیم .

اما  اما ........ به غربت امام زمانمان كمتر اندیشیده ایم یا اصلا فكر نكرده ایم !!!!

خود، اولین بیت از این مثنوی هفتاد من كاغذ است ! نا آگاهی از غربت امام عصر یا باور نداشتن غربت آن جناب یا غفلت از این غربت، اولین وجه از غریبی امام زمان است !!!

مولای من ! آرزو داشتم مرا مهدی نام می نهادند.

دوست داشتم از همان اول، اذان عشق تو را در گوشم زمزمه كرده بودند !

ای كاش از ابتدا مرا برای تو نذر كرده، حلقه غلامی ات را بر گوشم افكنده بودند .

ای كاش كامم را با نام تو بر می داشتند و حرز تو را همراهم می كردند .

مهدی جان! دوست داشتم با نام پروردگار تو زبان باز می كردم و ای كاش اوایل كه زبان گشودم، نزدیكانم مرا به جای گفتن بابا، مرا به گفتن یا مهدی وا می داشتند .

ای كاش مهد كودكم مهد آشنایی با تو بود، ای كاش در كلاس اول دبستان، آموزگارم الفبای عشق تو را برایم هجی می كرد و نام زیبای تو را سرمشق دفترچه تكلیفم قرار می داد .

در دوره راهنمایی، هیچكس مرا به خیمه سبز تو راهنمایی نكرد !

در سالهای دبیرستان، كسی مرا با تو كه مدیر عالم امكان هستی، پیوند نزد !

در كتاب جغرافیای ما، صحبتی از ذی طوی و رضوی نبود ! (دعای ندبه)

در كلاس تاریخ، كسی مرا با تاریخ غیبت، غربت و تنهایی تو آشنا نساخت !

در درس دینی، به ما نگفتند باب الله و دیان دین ، حق تویی !! (آل یاسین)

دریغ كه در كلاس ادبیات، آداب ادب ورزی به ساحت مقدس تو را گوش زد نكردند !!

افسوس كه در كلاس نقاشی، چهره مهربان تو را برایم به تصویر نكشیدند !

چرا موضوع انشای ما به جای علم بهتر است یا ثروت، از تو و ظهور تو و روشهای جلب محبت تو نبود ! ؟ مگر نه اینكه بی تو، نه علم خوب است و نه ثروت ؟

كاش در كلاس زبان خارجی، زبان گفتگو و زبان ارتباط با تو را نیز كه آشناترین و دیرینه ترین مونس فطرتهای بشری، به ما می آموختند .

در كلاس جغرافی قطب شمال و جنوب و در كلاس علوم قطب مثبت و منفی آهن ربا  و خواص آن را شناختم، اما ندانستم كه قطب عالم امكان تو هستی و چرا تو را به این صفت می نامند ؟ (السلام علیك یا قطب العالم)

با مثبت بینهایت و منفی بینهایت در ریاضیات آشنا شدم. آن زمان كسی از این مفاهیم برایم مصداق عینی ترسیم نكرد. بعدها متوجه شدم كه شما خاندان، اصل و منشأ همه زیبائیها و سرچشمه تمام خوبیها و معدن همه خیرات عالم هستید .

در كلاس شیمی وقتی سخن از چرخش الكترونها به دور هسته اتم به میان می آمد، اشارتی كافی بود تا من بفهمم تمام عالم هستی و ماسوی الله به گرد وجود شریف تو می چرخند .

ای كاش در كنار انواع و اقسام فرمولهای پیچیده ریاضی، فیزیك، و شیمی فرمول ساده ارتباط با تو را نیز به من یاد می دادند !

یادم نمی رود از كتاب فارسی، حكایت آن حكیم را كه گذارش به قبرستان شهری افتاد و دید كه روی همه قبرها سن فوت شدگان را  3 و 4 و 5 سال و مانند آن نوشته اند. پرسید آیا اینان همگی در طفولیت از دنیا رفته اند ؟ گفتند در این شهر، سن هر كس را معادل سالهایی از عمرش كه در پی كسب علم بوده است محاسبه می كنند . كاش همانروز دبیر ادبیات ما گریزی به حدیث معرفت امام ( من مات و لم یعرف ............. ) می زد و می گفت كه در تفكر شیعی، حیات حقیقی در توجه به امام عصر و معرفت و محبت و مودت او و مهمتر از آن، در برائت از دشمنان او معنا می شود .

درس فیزیك، قوانین شكست نور را به من آموخت، ولی نفهمیدم نور خدا  تویی و مقصود از یهدی الله لنوره من یشاء ... (35 نور) نیز تویی، از سرعت سرسام آور نور برایم گفتند اما اشاره نكردند كه شعاع دید معصوم تا كجاست و نگفتند كه امام در یك لحظه می تواند تمام عوالم و كهكشانها را از نظر بگذراند و از احوال همه ساكنین زمین و آسمان با خبر شود .

وقتی برای كنكور درس می خواندم، كسی مرا برای ثبت نام در دانشگاه معرفت و محبت امام زمان (ع) تشویق نكرد !!

از فضای نیمه بسته مدرسه كه وارد دانشگاه شدم، وضع از این هم اسف بار تر بود . بازار غرور و نخوت پر مشتری بود و اسباب غفلت، فراوان و فراهم !! مولای من در آنجا هم كسی برایم از تو سخن نگفت ! پرچمی به نام تو افراشته نبود ! كسی به سوی تو دعوت نمی كرد ! هیچ استادی برایم اوصاف تو را بیان نكرد ! كاركرد دروس معارف و تاریخ اسلام، جبران كسری معدل دانشجویان بود !!! در آن عرصه نیز تو سهمی نداشتی و غریب و مظلوم همچنان از یاد رفته بودی .

اینك اما ... اما

در عمق ضمیر خود، تو را یافته ام، چندی است با دیده دل تو را پیدا كرده ام، در قلب خویش گرمای حضورت را با تمام وجود حس می كنم، گویی دوباره متولد شده ام ! یادم می آید قبل از مشرف شدن به مشهد از دوستی حاجتهایش را سوال كردم، فقط و فقط او،  از من خواست كه دعا كنم سرباز شما باشد !! كه من هم همان لحظه آرزو كردم ای كاش من هم  شستن و اتو كشیدن لباسهای سربازان آن فرمانده را بر عهده داشته باشم  !!!! مهدی جان شاید همین شد كه تو برایم مهم و مهمتر شدی !! نمی دانم ؟!

ولی می دانم كه، زندگی بدون تو كه امام عصر و زمانه ای مردگی است و اگر كسی هم چون من، پس از عمری غفلت به تو رسید، حق دارد كه احساس تولدی دوباره كند، حق دارد از تو بخواهد،از این لحظه او را رها نكنی، در فتنه ها و ابتلائات آخر زمان از او دست گیری کنی ،حق دارد به شكرانه این نعمت، پیشانی ادب و شكر بر خاك بساید و با خدای خود چنین زمزمه كند :

الحمد لله الذی هدانا لهذا و ما كنا لنهتدی لولا ان هدانا الله

 

فرج شما در بسیار دعا كردن برای فرج امام عصر(ع) می باشد .

"خوش آن روزی كه مولا باز گردد"

" انا المهدی طنین انداز گردد"

16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 0:13 توسط فاطمه سادات |

صفحه ای از عشق را در دل تجسم میکنم

در خیالم بر رخی زیبا تبسم میکنم

مردمان دیوانه ای دانند من را

 چون که من گاه گاهی تا سحر با شب تکلم میکنم

در کنار چشمه جوشان اشک بی کسی

زیر لب شعر حضورش را ترنم میکنم

بر سر مرغ دلم دست نوازش میکشم

چون دلم تنهاست بر او ترحم میکنم

در غروب غربت دل می نشینم روزها

یاد از آن یار پر ناز و تنعم میکنم

چرخ گردون خاک هجران بر سر دل ریخته

روز و شب با خاک تنهایی  تیمم میکنم

(چشم مولا بین من کور است کور)

چون که تنها می شوم با دل میان غصه ها

شکوه از این زندگی پر تالم میکنم

((چرخ گردون خاک هجران بر سر دل ریخته))

---

صدای پای یار مهربان از ره می آید

سر اومد غصه هجران یار ، آن مه می آید

عزیزم کی می آیی امان از این جدایی

سرکوی تو غم روی تو زد آتش به جان گل نرگس کجایی

خدا داند که من جز آن صنم یاری ندارم

به غیر از انتظار وصل او کاری ندارم

خدایا پرده بگشا ناز ناز اندازه دارد

 بیا ای دلنوازم ناز ناز اندازه دارد

خوش آن روزی که آن رخسار زیبا را ببینم

ز فردوس نگاه دل فریبش گل بچینم

میگن یک خال زیبا بر رخ آن نازنین است

 که شاید چشم من آن خال زیبا را ببیند

شنیدم آن کمان ابرو چو من در انتظاره

به درگاه خدا می ناله و راهی نداره

سر اومد عمر من آن دلبر نیومد

دل مجنون صفت ویران شد و لیلا نیومد

دل من هر نفس در عشق او جان می سپارد

مپندارد کسی لیلای من مجنون ندارد

***عزیزم کی می آیی امان از این جدایی***

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 0:12 توسط فاطمه سادات |

تقدیم به پیشگاه مقدس آقا امام زمان (عج)
 
آقا سلام! گرچه بلندست جایتان
می‌خواهم از زمین بنویسم برایتان
یك نامه حاوی همه حرفهای راست
یك نامه از كسی كه كمی عاشق شماست
یك نامه از بلندی انسان كه پست شد
یك نامه از كسی كه دچار شكست شد
این نامه مدح نیست فقط شرح ماتم است
یك ذره از هزار نوشتم اگر كم است
بعد از شما غبار بر آیینه‌ها نشست
شیطان دوباره آمد و جای خدا نشست
پرپر شدند در دل طوفانی از بدی
گلهای روسپید همیشه محم‍ّدی!
آمد به شهر فاجعه اسلام راحتی!!
انسان منهدم‌شده، قرآن زینتی
بیمارهای عشق خدا بستری شدند
جلبابهایمان، كم‌كم روسری شدند
خورشید م‍ُرد و شام تباهی دراز شد
بر روی دشمنان در این قلعه باز شد
در كسوت قدیمی آزادی زنان
تبلیغ پشت پرده شهوت م‍ُجاز شد
در كار حق مداخله كردیم، بد نبود
نان و شرف معامله كردیم، بد نبود!
كم‌كم اصول دین خداوند پول شد
هر كس كه پول داشت نمازش قبول شد!!
حرف خدا و دین محم‍ّد ز یاد رفت
آری! تمام غیرت یاران به باد رفت
مسجد تهی و شهر پر از جنب و جوش شد
حتی بهشت نیز خرید و فروش شد
راه خدا به جانب ناحق كشیده شد
كم‌كم دروغ مصلحتی! آفریده شد
تخم ریا میان دل ما جوانه زد
و مصلحت به گ‍ُرده دین تازیانه زد
هر لقمه حرام شده سیر كردمان
و سفره‌های كفر نمك‌گیر كردمان
و كاروان جدا شد، از راه مستقیم...
یعنی خلاصه می‌كنم آقا: عوض شدیم!
آقا خلاصه همه نامه‌ام غم است
آقا خلاصه می‌كنم: اینجا جهن‍ّم است
یك‌بار دیگر از غم انسان طلوع كن
از عمق استغاثه یاران طلوع كن
یا از خدا عذاب زمین را طلب نما
یا اینكه مثل رحمت باران طلوع كن
دنیای ما اگرچه گرفتار آمدست
اما هنوز تشنه نام محم‍ّدست
در انتهای نامه خیسم سلام بر:
نام بزرگوار و نجیب پیامبر
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 0:11 توسط فاطمه سادات |

تکالیف بندگان نسبت به امام زمان (عج)

۱- تحصیل شناخت صفات و آداب و ویژگی های آن جناب علیه السلام

۲- رعایت ادب نسبت به یاد او

۳- محبت او به طور خاص

۴- محبوب نمودن او در میان مردم

۵- انتظار فرج و ظهور آن حضرت علیه السلام

۶- اظهار اشتیاق به دیدار آن حضرت علیه السلام

۷- ذکر مناقب و فضایل آن حضرت علیه السلام

۸- اندوهگین بودن مومن از فراق آن حضرت علیه السلام

۹-حضور در مجالس فضایل و مناقب آن حضرت علیه السلام

۱۰- تشکیل مجالس مناقب و فضایل آن حضرت علیه السلام

۱۱و۱۲- سرودن و خواندن شعر در فضایل و مناقب آن حضرت علیه السلام

۱۳- قیام هنگام یاد شدن نام یا القاب آن حضرت علیه السلام

۱۴و ۱۵ و ۱۶- گریستن و گریاندن وو خود را به گریه کنندگان شبیه نمودن بر فراق آن حضرت علیه السلام

۱۷- در خواست معرفت امام عصر علیه السلام از خداوند عزّوجل
ّ
۱۸- تداوم درخواست معرفت آن حضرت علیه السلام

۱۹- مداومت بر خواندن دعای غریق

۲۰- دعا در زمان غیبت آن حضرت علیه السلام

۲۱- شناختن علامت های ظهور آن حضرت علیه السلام

۲۲- تسلیم بودن و عجله نکردن

۲۳- صدقه دادن به نیابت از آن حضرت علیه السلام

۲۴- صدقه دادن به قصد سلامتی آن حضرت علیه السلام

۲۵و۲۶-حج رفتن به نیابت آن حضرت علیه السلام و فرستادن نایب که از طرف آن جناب حج کند

۲۷و۲۸- طواف بیت الله الحرام به نیابت آن حضرت علیه السلام و نایب ساختن دیگری تا از طرف آن حضرت علیه السلام طواف کند

۲۹- زیارت مشاهد رسول خدا و ائمه معصومین به نیابت از مولایمان صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

۳۰- استحباب اعزام نایب برای زیارت از سوی آن حضرت علیه السلام

۳۱- سعی در خدمت کردن به آن حضرت علیه السلام

۳۲- اهتمام ورزیدن به یاری آن جناب علیه السلام

۳۳- تصمیم قلبی بر یاری کردن آن جناب در زمان حضور و ظهور او

۳۴- تجدید بیعت با آن حضرت علیه السلام بعد از فرایض همه روزه و هر جمعه

۳۵- صله آن حضرت علیه السلام به وسیله ی مال

۳۶- صله شیعیان و دوستان صالح امامان به وسیله ی مال

۳۷- خوشحال کردن مومنین

۳۸- خیرخواهی کردن برای آن حضرت علیه السلام

۳۹- زیارت کردن آن حضرت علیه السلام

۴۰- دیدار مومنین صالح و سلام کردن بر آنان

۴۱- درود فرستادن بر آن حضرت علیه السلام

۴۲- هدیه کردن ثواب نماز به آن جناب

۴۳- هدیه نماز مخصوص

۴۴- نماز هدیه به آن حضرت علیه السلام به گونه ی خاص در وقت معین

۴۵- اهداء قرائت قرآن به آن حضرت علیه السلام

۴۶- توسل و طلب شفاعت از خداوند به وسیله آن حضرت علیه السلام

۴۷- دادخواهی و توجه نمودن و عرض حاجت بر آن حضرت علیه السلام

۴۸- دعوت کردن مردم به آن حضرت علیه السلام

۴۹- رعایت حقوق آن حضرت و مواظبت بر ادای آنها و رعایت وظایف نسبت به آن بزرگوار علیه السلام

۵۰- خشوع دل هنگام یاد آن حضرت علیه السلام

۵۱- عالم باید علمش را آشکار کند

۵۲- تقیه کردن از اشرار و مخفی داشتن راز از اغیار

۵۳- صبر کردن بر اذیت و تکذیب و سایر محنت ها

۵۴- درخواست صبر از خدای تعالی

۵۵- سفارش یکدیگر به صبر در زمان غیبت حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف

۵۶- پرهیز از مجالسی که نام آن حضرت علیه السلام در آن ها مورد تمسخر باشد

۵۷- تظاهر با ستمگران و اهل باطل

۵۸- ناشناس ماندن و پرهیز از شهرت یافتن

۵۹- تهذیب نفس

۶۰- اتفاق و اجتماع بر نصرت آن حضرت علیه السلام

۶۱- متفق شدن بر توبه ی واقعی و باز گرداندن حقوق به صاحبان آن ها

۶۲و۶۳- پیوسته به یاد آن حضرت بودن و به آدابش عمل کردن

۶۴- دعا به درگاه الهی برای جلوگیری از نسیان یاد آن حضرت علیه السلام

۶۵- اینکه بدنت نسبت به آن جناب علیه السلام خاشع باشد

۶۶- مقدم داشتن خواسته ی آن حضرت علیه السلام بر خواسته ی خود

۶۷- احترام کردن نزدیکان و منسوبین به آن حضرت علیه السلام

۶۸- بزرگداشت اماکنی که به قدوم آن حضرت علیه السلام زینت یافته اند

۶۹و۷۰- وقت ظهور را تعیین نکردن و تکذیب وقتگذاران

۷۱- تکذیب کردن مدعیان نیابت خاصه از جانب آن حضرت علیه السلام در زمان غیبت کبری

۷۲- درخواست دیدار آن حضرت علیه السلام با عافیت و ایمان

۷۳- اقتدا و تاسی جستن به اخلاق و اعمال آن حضرت علیه السلام

۷۴- حفظ زبان از غیر یاد خداوند و مانند آن

۷۵- نماز آن حضرت علیه السلام

۷۶- گریستن در مصیبت مولایمان شهید مظلوم حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام

۷۷- زیارت قبر مولایمان امام حسین علیه السلام

۷۸- بسیار لعنت کردن بر بنی امیه در آشکار و پنهان

۷۹- اهتمام در ادای حقوق برادران دینی

۸۰- مهیا کردن سلاح و اسب در انتظار ظهور آن جناب علیه السلام


-------------------------------------------------------------------------------------

آنچه در متن بالا آورده شده وظایف ما در برابر امام زمان (عج) از کتاب مکیال المکارم تالیف مرحوم آیت الله سید محمد تقی موسوی اصفهانی است .

این کتاب یکی از مشهورترین و معتبرترین کتب در زمینه ی مهدویت می باشد.
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 0:10 توسط فاطمه سادات |

«سرّ گیسوی تو در هیچ سری نیست که نیست»

ای صاحب در صحف ابراهیم، قائم در زبور داوود و کتاب دانیال و شاکمونی هندوها، قیدمو در تورات توکوم ، ماشع در تورات عبری، مهمیدآخر درانجیل، سروش ایزد در زمزم زرتشت، بهرام در انسیاق زند و پازند، لندبطاوا(لندیطارا) در هزارنامه ی هندیها، شماخیل در ارماطس، جاویدان در خوراند،خجسته در کندرال فرنگیان، فیروز در کتاب شعیای نبی، خسرو در کتاب محسوس، میزان الحق در کتاب کتاراتزی پیغمبر، پرویز در برزین آذرفارسیان، فردوس الاکبر در قبروس رومیان،ای کلمة الحق و ای لسان الصدق در صحیفه ی آسمانی، صمصام الاکبر در کندرال، بقیة الله در دوهر،قاطع در قنطره، منصور در دیدبراهم، تسلی دهنده و روح راستی در انجیل یوحنا، شیلو(یشوع) در تورات، پسر انسان در انجیل متی و لوقا و مرقس، سوشیانس در اوستا و جاماسب نامه، راهنما در پاتیکل، دست راستین و واقید و خداشناس و مسیح الزمان در دادنک بودائیها...*

ای مهدی، ابا صالح، صاحب الزمان، قائم الزمان، منتقم، بقیة الله، صاحب الامر، منصور، خاتم الائمه، ولی عصر، حجت، وارث، داعی، منتظر، خلیفة الله، نورآل محمد(ص)و ...

ای به همه زبان ها و در همه ی زمانها موعود! ای به همه ی انسان ها وعده داده شده! همه ی امید ها به شماست، همه با هر زبانی و به هر نامی و هر لقبی شما را فقط شما را می خوانند .

همه ی نام ها و لقب هاتان زیباست
اما اما چقدر تکرار نام مشهورتان وقتی به مادرتان منسوب می شوید، دلنشین است.
مهدی فاطمه! مهدی فاطمه! مهدی فاطمه! چشم جهان در انتظار شماست.
آقا دعایمان کنید تا دلهامان شفا بگیرد تا شیعه تان باشیم تا بیایید.
یابن الحسن روحی فداک متی ترانا و نراک







--------------------------------------------------------------------------------


* اسامی مقدس امام زمان علیه السلام در کتب مذهبی ملل مختلف جهان و ادیان را در فصلنامه ی محض یار مهربان دیدم که در آنجا اقوال الائمه ج۱ص ۳۲۹به عنوان منبع ذکر شده بود.
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 0:10 توسط فاطمه سادات |